مسابقه فوتبال بین پرین و نوگک که تنها پذیرایی آن با نوشابه پپسی کولا و کیک بود،

دفاع یا بک تیم پرین فتاح نامی که با شوت های محکم و سنگینش همه را میخکوب میکرد ... تماشاچیان از پیر و جوان اهالی دور زمین فوتبال پرین در کنار هرار رودخانه تنگ شیو که گویا به تماشای تیم اینتر میلان با آ ث میلان نشستن ....

چه زیبا بود شبهای زمستان و دستبرد به باغ بزرگ انار و انگور مرحوم قاید عزیز قائدی و گونی پُر و سررسیدن صاحب باغ و ماندن گونی پر از انار و نام پدر دستبرد زننده روی گونی باشه...

فصل پائیز و بازی های جوانان در کنار درختچه های مورد های زیرگر ...

نوگک تو را باید در کجای نقشه ایران جستجو کرد در میان تاربخ گذشته ی ممسنی و بویراحمد ، شبهایی که مردم روستا برای روشنایی چراغ موشی و علاالدین نفتی برای گرم کردن محفل کوچکشان نداشتند ،

دکانداران روستا بعد از آوردن مایحتاج مردم از شهر ، در پشت بام هوار وداد میزدند های تماته ، بادنجو ، انگور و حتی شکم گاو .... تا اهالی برای خرید مراجعه کنند...

شبهای زمستان که میرسید جوانهای روستا با تهیه چراغ قوه پارس و تیر کمان برای گنجشگ زدن در تاریکی شب در میان باغات روستا برای خود حکایتی داشت ....

بهار نوگک با وجود طبیعت بکر و گلهای رنگارنگ برای خود با مسافرانی که از شهر برای اتراق چند روزه آمده بودن برای خودش خودنمایی میکرد.

نیسان های مسافربر نوگک که در اوج گرما و ساعت دو ظهر در کنار دکان عرب ها همانند کافه سر آب بهرام ممسنی، مسافران خود را پیاده تا دمی بیاسایند و گلویی با نوشابه خنک و تگری که در داخل صندوق یخی جایگذاری شده بودن گلویی تر کنند...

یاد باااآاآااد آن روزگاران ،دیار صفا ، صمیمیت، صداقت، دوستی ، یکرنگی... یاد باد...

بیست و سوم مرداد ماه یکهزار و چهارصد و دو....

وحید کمالی رستم